احمد بن ابو الحسن النامقي الجامي ( احمد ژنده پيل ) ( شيخ احمد جام )
مقدمه 23
كنوز الحكمة ( فارسى )
و بينايى » ( ص 64 ) - اى برادران و عزيزان ما ! - « اى برادران و عزيزان ما ! چندان جهد كنيد . . . » ( ص 12 ) - « اى برادران و عزيزان ما ! از قرآن و فرمان خداى عز و جلّ غافل مباشيد » ( ص 23 ) - « اى برادران و عزيزان ما ! نصيحت برادر خويش نگاه داريد و به سخن هر مغرورى و راعنى و طامعى فريفته مشويد كه فرداى قيامت درمانيد . » ( ص 111 ) - « اى برادران و عزيزان ما ! گوش فرا كار خود داريد كه نمىدانيد كه ما در چه روزگارى گرفتار آمدهايم » ( ص 116 ) دوستان و برادران و عزيزان ما ! - « اكنون دوستان و برادران و عزيزان ما ! اين سخن بشنويد و ياد گيريد . . . » ( ص 19 ) اى مسلمانان ! - « اى مسلمانان ! از چنين مردمان پرهيز كنيد كه ايشان راهزنان دينبار خداىاند . » ( ص 10 ) - « اى مسلمانان ! اينچنين سيرت در كدام خبر است ؟ » ( ص 159 ) اى جوانمرد ! - « اى جوانمرد ! تا كى از پوست و از قيل و قال ؟ يكبار ديدهء معرفت باز كن » ( ص 8 ) اما در بين خطابهاى شيخ به موارد نادرى نيز برمىخوريم كه شيخ به اهل ناراست روزگار خود پرداخته است و آنان را آماج خطاب تند و بىپرواى خود قرار داده است . اين خطابها - با همهى تلخى و گزندگى - بهرهاى ادبى و نيز معنىگرايانه دارد : تعبيرهاى متناقض و اصطلاحا پارادكسى . نمونهاى زيبا و درخور توجه : « اى خردمندان بىخرد ! اى دانايان نادان ! اى حكيمان بىحكمت ! اى فقيهان بىفقه ! اى عاقلان بىعقل ! اى هشياران مست ! اى بيداران خفته ! اى خداگويان بىمعرفت به قيامت ! اى مقرّان منكر ! اى خداگويان بىخبر ! آخر شرم نداريد از خداى عز و جلّ ؟ ! » ( ص 110 )